محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
39
الحياة ( فارسي )
شدن ولخرجى و تكبّر مىشود ، و به دنبال آن پرخوردن و پرنوشيدن مىآيد ، و همه در بند لذّت بودن و فسق و فساد روحى و چيزهايى ديگر از اين دست . و اينها همه از عوامل اساسى تباه شدن عقل و انديشه و فرو ريختن بنياد آنهاست . ( 5 ) - جهل تكاثرى و آثار اجتماعى ( 1 ) : اجتماع بدون افراد وجود ندارد . هر يك از افراد اجتماع جزئى از آن و اندامى از جسد اجتماعى به شمار مىروند . بنا بر اين ، هنگامى كه جهل تكاثرى در جامعه پديدار و بر آن مستولى شود ، در جانها ريشه مىدواند و به روانها نفوذ پيدا مىكند ، و اين حالت از فردى به فرد ديگر انتقال مىيابد ، و پس از مدّتى كوتاه به صورت عاملى مؤثّر براى تباه كردن بسيارى از مردم و منحرف ساختن ايشان درخواهد آمد ، و آنان را از حالت فطرى و قناعتگر به زندگيى اقتصادى و معتدل بيرون مىآورد ، و به سوى زندگيى تكاثرى و پيوستن به اردوگاه متكاثران و فزونخواهان يا وابستگان به ايشان سوق مىدهد . ( 6 ) - جهل تكاثرى و آثار اجتماعى ( 2 ) : جهل تكاثرى اثر منفى ديگرى بر اجتماع دارد كه بايد به آن نيز اشاره شود . و آن اين است كه متكاثر و فزونخواه و نازنده به فزوندارى ، علاوه بر آنكه تلاشى براى رشد عقلى خود و بهره بردارى از آن نمىكند ( بلكه - اغلب - چنين فرصتى براى او فراهم نمىآيد ) ، دايم در آن مىكوشد كه عقل توده هاى مردم را نيز با پرده اى بپوشاند ، و آنان را از آگاهىيابى و تعقّل و بيدار شدن باز دارد ، تا غفلت و نادانى غلبه پيدا كند و براى او اين فرصت فراهم آيد كه آنان را همچون افزارهايى مناسب و نرم در دست خود براى بهره كشى مورد استفاده قرار دهد ، و در برابر ستم و تجاوز مالى او صدايى از جايى بلند نشود . بدين گونه « جهل تكاثرى » ، نيروهاى عقلى و فكرى و معنوى فرد و اجتماع را ، در ميدانهاى گوناگون و به اشكال مختلف ، از كار مىاندازد و آنها را از ميان مىبرد . و چون آثار منفى نادانى تكاثرى و عمل كردن بر مقتضاى آن چنين